سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
344
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
حصر و صد در يك امر با هم مشترك و در امورى از يكديگر ممتاز مىباشند . اما وجه اشتراك : هردو در اين جهت كه اجمالا موجب خروج از احرام مىشوند با هم اشتراك دارند . اما وجه افتراق و امتياز : الف : در عموم تحلل و عدم آن : چه آنكه بواسطه صد تمام محرمات احرام بر مصدود حلال مىشود ولى در محصر زنان به واسطه حصر حلال نمىشوند . ب : در مكان قربانى كه باعث تحلل مىشود : زيرا مصدود مىتواند در هركجا كه مانع پيدا شد هدى را قربانى نمايد و محلّ شود ولى محصر بايد آن را بمحلّ ذبح يعنى مكه يا منى بفرستد . ج : در افاده اشتراط تعجيل تحلل را : چه آنكه اشتراط خروج از احرام در ابتداء احرام براى محصر اين فائده را به دنبال دارد كه بعد از حدوث مرض معجلا از احرام مىتواند خارج شود در حالى كه مصدود ولو شرط هم نكرده باشد مىتواند محلّ شود . و گاهى اتفاق مىافتد كه شخص هم مصدود واقع مىشود و هم محصر مثلا هم كسالتى بر او عارض ميگردد و هم بواسطه دشمن معذور و ممنوع از اكمال بقيه اعمال مىشود كه در اينجا اختيار با خود اوست ، يعنى بهركدام از احكام ايندو كه مايل باشد مىتواند عمل نمايد اگرچه مختار او اخف و اسهل باشد زيرا هردو وصف بر او صادق است و اين خود موجب جواز اخذ به حكم هركدام از آن دو است اعم از